تبليغاتX
سفیر رحمت

سفیر رحمت
این وبلاگ نذر حضرت فاطمه (س) شده است 

روز زن و میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

بر تمام زنان و مادران مهربان مبارک!

به امام عصر هم این میلاد خجسته رو تبریک میگم

اگر چهار تکه نان خيلي خوشمزه  وجود  داشته  باشد  و  شما   پنج نفر باشيد؛

کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد   ((  مادر  ))  است.



وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿۱۵﴾

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد می گويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گويم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذيرانم (۱۵)

شنبه 23 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "

نماد مقاومت و پایداری دختر مسلمان

(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)

جمعه 15 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "

داداش جون

قسمت دهم

آن قدر در آرامگاه قبر بخوابی که استخوانت بپوسد.

فرصت را مغتنم بشمار، داداش جون!

تا که زود است بزن بر دامن صاحبدلی دست.

مومن از تمام هم و غم ها خالی شده است و دیگر هیچ غمی ندارد و دائم به دنبال بدست آوردن رضای پروردگار است، داداش جون!

پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "

...ای که الفبای زندگی را از سرچشمه ی نگاهت آموختم روزت مبارک...


معلمان خوب، خِرِد خُرد ما را به کمالي کامل مي رسانند. و کودکي ما را بزرگ مي کنند، بي آن که بزرگي مان را به کودکي هايمان وصل کنند.

معلمان خوب، تشنگي روح لطيف ما را  در سرچشمه هاي فکر و فهم، سيراب مي کنند. معلمان خوب، پروازدهنده ي روح و روانند.

معلمان خوب، خواب هاي خورشيدي ما را تعبيري تازه مي کنند و بهاري بزرگ را دور از گرگ و تگرگ، نويد مي دهند.

معلمان خوب، کليد قفل هاي ناگشوده ي جهان را در دست هاي ما مي گذارند و بار تنهايي و ناتواني را از دوش ما برمي دارند.

معلمان خوب،
خوب ترينند
و در هميشه ي تاريخ
محبوب ترين.
هيچ ذهني آن ها را از خاطر نمي برد.
و هيچ زباني در ستودنشان سکوت نمي کند.
وروز معلم
روز دميدن خورشيد مهر، در شبان خستگي آن هاست
روز دست ها و دل هاي قدرشناس است
روز تجليل و تکريم و سپاس است
آن را از ياد نبريم!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

امام خمینی(ره) : فرزند عزیزی که پاره ی تنم بود از دست دادم.

معلم فرهیخته ی دیروز و امروز، با تفکر عمیق دیروز تو بود که امروز راهم را یافتم!
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

ماهم به نوبه ی خود یاد معلم عزیزمان، شهید استاد مرتضی مطهری را گرامی میداریم.

و این روز را به همه ی معلمان تبریک عرض می کنیم.

دوشنبه 11 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "
مكانی كه حضور شیطان حتمی است !


حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمود: از خلوت كردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی كه جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی كند. مگر اینكه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوكی آلوده به كثافت و لجن باشد و به انسان برخورد كند بهتر است از آنكه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد كند .





پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود :شیطان به حضرت موسی (ع) گفت: ای موسی! با زنی كه به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مكن (تنها مباش) ، به خاطر آنكه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی كند، مگر این كه من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریك و وسوسه می كنم.)


منبع: http://dokhtarshahid.blogfa.com/post-70.aspx
یکشنبه 10 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "
پلاکش را آرام باز کرد و انداخت داخل رودخانه.

دستش را گرفتم و با عصبانیت گفتم:" این چه کاری بود کردی؟ " اشک چشمانش سرازیر شد...

سرش را بالا آورد و گفت: "حاجی! من سید هستم. می خواهم مثل مادرم زهرا(س) گمنام بمانم. "

پلاک

گمنامی برای شهرت پرست ها درد آور است. اگر نه ، همه اجر ها در گمنامی است.

شهید سید مرتضی آوینی

سه شنبه 5 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "
*بررسی شبهات پیرامون حجاب*

رفتار چادری ها یا فرمان خدا؟!


یک سری افراد مدعی اند: چادری ها از همه بدترند...!!!
حجاب هم مثل شیشه ای بدور یک چراغ نورانی از تلألؤ اون محافظت می کنه

اما...
*حجاب ،فقط چادر نيست.
*در هر قشري خوب و بد هست.
*اسلام، ملاک است؛نه او که مدعي مسلماني است.
*بد بودن بعضي اعمال افراد چادري،به حجاب آنها هيچ ربطي ندارد.
*خداوند عادل،هرکس را متناسب با گناه او مجازات ميکند؛
مجازات بي حجابي سرجاي خودش و مجازات باحجابهاي گناهکار هم سر جاي خودش
.
حرف هاي خودموني؛

*متشکريم، چقدر راحت و بدون هزينه، سرشماري ميکنيد.
* چون برخي در پوشش حجاب مرتکب خلاف شده اند، حجاب بد است!!! چه ربطي داره؟!
*اين ديگه از اون حرفاست!يعني خدا به خاطر اين که اونها(بعضي چادري ها) بد هستند از تو سلب تکليف ميکنه؟!


نتيجه ؛
بد بودن بعضي چادري ها،دليلي براي بد بودن اصل حجاب نيست.
یکشنبه 3 اردیبهشت1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "

و ما توفيقي اِلاّ بالله،عَليهِِ توَکلتُ و اِليهِ اُنيب حَسبُنا الله و نِعمَ الوَکيل، نِعمَ المولي و نِعمَ النصير...
سلام

هرچقدر که ميگذرد تصميمم براي نوشتن بيشتر در مورد حجاب و عفاف  قطعي تر ميشود.چرا که ميبينم يک عده انسان سودجو و گاهاً هم ناآگاه، در پي آن هستند که
دين ما را با تمام ريشه و
شاخه هايش زير سوال برده،بنيان آن را سست کرده و کم کم آن را از ميان(علي الخصوص جوانان) بردارند،
تا جوانان پاک و عزيز ما را به بيراهه کشانده وبه ضلالت برسانند.
هرچقدر هم که فکر کردند راهي به جز تعرض به حجاب و ايراد و اشکال درآوردند از آن پيدا نکردند

چون ظاهراً تنها راه سريع و ميانبر براي رسيدن به هدفهاي شوم و ناپاکشان را فعلا در همين راه  ديدند.
من برآن شدم تا از اين پس شک و شبهه هايي را که بر حجاب وارد شده با مددگيري از انسانهاي آگاه و کتب مختلف برطرف کنم .
اگر درمورد حجاب، باسوالات بي اساس و فريبنده ي ديگران به شک افتاده ايد آن سوال وآن شکي را که برايتان ايجاد شده با ما در ميان بگذاريد.من تا حدي پاسخگو خواهم بود.
 اما اگر نتوانستم جوابي به شما بدهم دليل بر آن نيست که ماهيت حجاب به کلي زير سوال رود دليل آن است که من هنوز به آن علم و آگاهي لازم براي پاسخ دادن به اين سوال شما نرسيدم.
 در اين که حجاب،هيچ مضراتي ندارد و همه نفع است شکي نيست حتي سر سوزني.
حال چرا من با اطمينان اين را ميگويم؟!
چطور است اين مخلوق ناقص، ميداند برايش چه چيز خوب است و چه چيز بد و با عقل ناکاملش براي هرچيز دليل و برهان دارد اما پروردگار حنان که داناي مطلق است و خالق همه ي موجودات  و از ما به ما نزديکتر نميداند چه چيز براي مخلوقاتش خوب است وچه چيز بد...!!!
نعوذبالله ،که اين چنين نيست. 
قطعا ما ناقص و ناکامليم و صلاح خود را خيلي وقتها نميدانيم.
 قطعا براي حجاب دلايلي قطعي وجود دارد و اگر ما هنوز به برخي ازآن دلايل نرسيديم دليل براين نيست که حجاب ديگر تعطيل است چون ما يک مثال نقض برايش يافتيم ،دليل اين است که ما هنوز
به آگاهي لازم نرسيديم و علم آن را کسب نکرديم که پاسخگو باشيم .

هزاران بار تاکيد ميکنم که  براي حجاب به هيچ وجه مثال نقض وجود ندارد .
پس خودمان رو با يک سري مسائل توجيه نکنيم و اگر حجاب حقيقتا ايراد و اشکالي داشت و لزومي براي بودنش نبود هرگز خداوند آن را بر ما تجويز نميکرد.
توجه داشته باشيد که روي سخنانم هم با زنان است و هم مردان،هم با مسلمان است هم غير مسلمان،خلاصه با همه ي انسانها.
درپستي مخصوص خواهم گفت که چرا روي سخنانم با غير مسلمانان نيز هست.
دوستان گرامي ، حتما مطالب بعدي درمورد حجاب را دنبال کنيد که قرار است به برخي از توجيه هاي بي پايه جواب بدهيم.
يکي از همين توجيه هاي بي دليل که رواج زيادي پيدا کرده اين است که؛
بي حجابي، بي ديني نيست،دلت پاک باشه.
و يا به آقايان بگوييد نگاه نکنند و توجيه هاي بي بنيان ديگري که در جامعه رواج يافته است و در واقع بهانه تراشي هايي است براي  نداشتن حجاب.
من درمورد همه ي اينها حرفها دارم که بايد گفته شود.
حتما در پستهاي بعدي همراه ما باشيد.

چهارشنبه 30 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "

فاطمیه را از این زاویه دیدن هنر است ؛

روضه و سینه زنی به جای خود ،

مغیره های زمان را بشناس!

اشتباه نکن!

آنها عوض نشده اند، خودشان اند، فقط لباسشان عوض شده؛


به همین دلیل است که می گویند کامل ترین لعن همین لعن است

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

و آخر تابع له علی ذلک

خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد


چرا ساکتی سلمان؟ مقداد، به پا خیز که بسته اند دستان علی را

میثم، جرم شده است بار دیگر حب علی، نخل های بحرین خونین شده است این روزها

عمار، پدر و مادرت هنوز زیر تازیانه ابولهب اند و ابوجهل، در میدان لولو شهید کردند سمیه را، در زندان تکه تکه کردند یاسر را.

ابوذر، کسی نیست فریاد بزند بر سر شیوخ نفتی، کسی نیست استخوان بکوبد بر سر مفتی های کذاب، تلویزیون معاویه سانسور می کند اخبار را!

عمروعاص طرح برده شورای شیوخ نفتی، که علی(ع) نقض کرده حقوق بشر را

بلال، ماذنه ای نمانده که اذان بگویی دیگر!

خائن الحرمین امر کرده است به آل صهیون، جز مسجد ضرار، خراب کنند همه را، تا اذان را به وقت واشنگتن بگویند و نماز را به سوی تلاویو!

سلمان، عرب جاهلی هنوز به دین ابوسفیان هاست، هنوز در دعوای عرب است و عجم، هنوز بعد ۱۴۰۰ سال باور ندارد که، ان اکرمکم عندالله اتقیکم

اما تو چرا ساکتی؟ مگر تو هم به درد عرب جاهلی دچاری؟ مگر تو هم به مکتب اسلام ایمان نیاوردی؟ نکند تو هم ناسیونالیست شده ای؟

تو را سلمان خوانده اند، نه روزبه! سلمانِ پیرو علی، ساکت نمی نشیند پیرو علی!

اما نه! باور نمی کنم! پیامبر گفت تو «منا اهل بیتی»! نهیبی بزن بر ما!

اما آل ابلیس گفته: گریه ممنوع! عزاداری هم!

آنها حتی از گریه هم ترس دارند! پدرانشان هم از گریه فاطمه ترس داشتند در مدینه!

از گریه زینب در کوفه! از گریه رقیه در شام!

کوچه فاطمیه به میدان عاشورا می رسد! نکند دیر به کربلا برسیم!


کمک از منبع: http://hamrahvelayat.blogfa.com/

جمعه 25 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "
به مناسبت روز ملی انرژی هسته ای | به یاد شهیدان هسته ای | تقدیم به آرمیتا رضایی نژاد و علیرضا احمدی روشن

کاری از شیعه آرت : Shia-Art.ir | AnaAmmar.ir
یکشنبه 20 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الزهرا (س) "


عشق به عبادت در وجود مبارك حضرت زهرا(س)



حسن بصري مي‌گويد: «در اين امت، عابدتر از فاطمه‌(س) نيامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي‌داد که پاهايش ورم مي‌کرد.»

درخشش چنين عبادتي آسمانيان را مبهوت مي‌کرد. امام‌ صادق(عليه‌السلام) بعدها در مورد مادر چنين فرمود: «وقتي در محراب عبادت به نماز مي‌ايستاد براي آسمانيان مي‌درخشيد همان‌گونه که نور ستاره‌ها براي زمينيان.» (و به همين علت وي «زهرا» لقب گرفت)

در روايتي ديگر مي‌خوانيم: خداوند به فرشتگان مباهات کرده، مي‌فرمايد: «بنگريد، فاطمه‌ام چگونه در پيشگاه من ايستاده؛ ارکان بدنش از خوف به لرزه درآمده و با تمام وجود دلداده‌‌ام گشته است؛ گواه باشيد که من رهروانش را از آتش دوزخ ايمن ساختم.»

حضرت فاطمه(سلام الله عليها) و اصولاً عترت پاک پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) بر اساس حديث متواتر «ثقلين»، پيوندي عميق، استوار و جاودانه با قرآن دارند، سرشت زهرا(س)، در دوران کودکي و حتي پيش از آن، با تعاليم وحي عجين گشته بود. وي در واپسين روزهاي عمر در سخنان کوبنده خويش در مسجد پيامبر (ص) از پشت پرده و به صورتي شفاف ضمن حمايت از ولايت و بيداري اذهان مخاطبين به پيش از صد آيه اشاره نمود.

 


پنجشنبه 17 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "

شهید ابراهیم هادی

قسمت سوم


به جلسه ی مجمع الذاکرین رفته بودیم.در مسجد حاج ابوالفتح. در جلسه ی اشعاری در فضایل حضرت زهرا(س) خوانده میشد.ابراهیم آنها را می نوشت. آخر جلسه ، حاج علی انسانی شروع به روضه خوانی کرد.ابراهیم از خود بی خود شده بود.دفترچه ی شعرش را بست.باصدایی بلند گریه می کرد.من از این رفتار  ابراهیم بسیار تعجب کردم.جلسه که تمام شد به سمت خانه راه افتادیم. در بین راه گفت: آدم وقتی به جلسه ی حضرت زهرا (س) وارد می شه باید حضور ایشان را حس کنه.چون جلسه متعلق به حضرت است.
**************************
در فتح المبین وقتی ابراهیم مجروح شد.سریع او را به دزفول منتقل کردیم.در سالنی که مربوط به بهداری ارتش بود قرار دادیم.مجروحین زیادی در آنجا بستری بودند.
سالن بسیار شلوغ بود.مجروحین آه و ناله می کردند. هیچ کس آرامش نداشت.بالاخره یک گوشه ای را پیدا کردیم.ابراهیم را روی زمین خواباندیم.
پرستارها زخم گردن و پای ابراهیم را پانسمان کردند. در آن شرایط اعصاب همه به هم ریخته بود.سر و صدای مجروحین بسیار زیاد بود.ناگهان ابراهیم با صدایی رسا شروع به خواندن کرد.شعر زیبایی در وصف حضرت زهرا(س) ، که رمز عملیات هم نام مقدس ایشان بود. برای چند دقیقه سکوت عجیبی سالن را فرا گرفت.هیچ مجروحی ناله نمی کرد.همه چیز ردیف و مرتب شده بود.به هر طرف که نگاه می کردی آرامش موج می زد.قطرات اشک بود که از چشمان مجروحین و پرستارها جاری می شد.همه آرام شده بودند.
خواندن ابراهیم تمام شد.یکی از خانم دکترها که مسن تر از بقیه بود و حجاب درستی هم نداشت جلو آمد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود.
 آهسته گفت : تو هم مثل پسرمی!بعد نشست و سر ابراهیم را بوسید! قیافه ی ابراهیم دیدنی بود.
گوش هایش سرخ شده بود. بعد هم از خجالت ملافه را روی صورتش انداخت.
**************************
ابراهیم همیشه می گفت : بعد از توکل به خدا، توسل به حضرات معصومین مخصوصا حضرت زهرا(س) حلال مشکلات است.

منبع : کتاب سلام بر ابراهیم ، صفحه ی 164 و 165

پنجشنبه 10 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "


جلوه گاهى از تربيت حضرت فاطمه (س)



فضه كنيز فاطمه زهرا (س) بود و در محضر آن بانوى گرامى پرورش ‍ يافت ، مدتها مطالب خود را با آياتى قرآنى ادا مى نمود.
ابوالقاسم قشيرى از شخصى نقل مى كند:
از كاروانى كه عازم مكه بود، فاصله داشتم ، بانويى را در بيابان ديدم متحير و نگران است . به نزد او رفتم هر چه از او پرسيدم با آيه اى از قرآن جوابم را داد.
پرسيدم : تو كيستى ؟
گفت : وقل سلام فسوف تعلمون (اول سلام بگو آنگاه بپرس .)
بر او سلام كردم و گفتم :
در اينجا چه مى كنى ؟
گفت : و من يهدى الله فماله من مضل (فهميدم راه را گم كرده است .)
پرسيدم : از جن هستى يا از انس ؟
جواب داد: يا بنى آدم خذوا زينتكم (يعنى از آدميان هستم .)
گفتم : از كجا مى آيى ؟
پاسخ داد: ينادون من مكان بعيد (فهميدم كه از راه دور مى آيد.)
گفتم : كجا مى روى ؟
گفت : لله على الناس حج البيت (دانستم قصد مكه را دارد.)
گفتم : چند روز است از كاروان جدا شده اى ؟
گفت : و لقد خلقنا السموات فى ستته ايام (فهميدم كه شش روز است .)
گفتم : آيا به غذا ميل دارى ؟
گفت : و ما جعلنا جسدا لا ياكلون الطعام (دانستم كه ميل به غذا دارد به او غذا دادم .)
گفتم : عجله كن و تند بيا.
گفت : لا يكلف الله نفسا لا وسعها (فهميدم خسته است .)
گفتم : حالا كه نمى توانى راه بروى بيا با من سوار شتر شو!
گفت : لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا (يعنى سوار شدن مرد و زن نامحرم بر يك مركب موجب فساد است . به ناچار من پياده شدم و او را سوار كردم .)
گفت : سبحان الله الذى سخر لنا هذا (در مقابل اين نعمت ، خدا را شكر نمود.)
چون به كاروان رسيديم ، گفتم :
آيا كسى از بستگان شما در كاروان هست ؟
گفت : يا داود انا جعلناك خليفة و ما محمد الا رسول الله . يا يحيى خذ الكتاب . يا موسى انى انا الله (فهميدم چهار نفر از كسان وى در كاروان هستند و اسمهايشان داود، موسى ، يحيى و محمد مى باشد. آنها را صدا كردم ، در اين وقت چهار نفر با شتاب به سوى وى دويدند.)
پرسيدم : اينها با تو چه نسبتى دارند؟
در جواب گفت : المال و البنون زينة الحيواة الدنيا (دانستم كه چهار نفر فرزندان وى هستند.)
هنگامى كه آنان نزد مادرشان رسيدند، گفت :
يا ابتى استاجره خير من استاجرت لقوى امين (متوجه شدم كه به پسرانش مى گويد، به من مزدى بدهند آنان نيز مقدارى پول به من دادند.)
سپس گفت : والله يضاعف لم يشاء (فهميدم مى گويد مزدم را زيادتر بدهند، از اين رو مزدم را اضافه كردند.)
از آنان پرسيدم : اين زن كيست ؟
پاسخ دادند: اين زن مادر ما فضه ، كنيز حضرت فاطمه زهراست كه مدت بيست سال است به جز قرآن سخن نمى گويد.
یکشنبه 6 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "

داداش جون

قسمت نهم


قلب دائم در اضطراب است، تا مادامی که به حق اصابت بکند. وقتی که به حق اصابت کرد، آرام می شود داداش جون!

پروردگار به موسی(ع) فرمود: ای موسی! اگر می خواهی مرا بخوانی،باید خائف باشی، مشفق باشی، باید بهترین جاهای بدنت را در پست ترین مواضع بگذاری. او این طور می خواهد داداش جون!

شیطان بیست و چهار ساعته مواظب شماست داداش جون! او تو را می بیند و تو او را نمی بینی، ولیکن همین که از ذکر خدا غافل شدی، در دام شیطان می افتی.

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی

یک شب هم تخم دو زرده بکنید و وقت سحر بیدار شوید و پس از وضوگرفتن از پروردگار عذرخواهی کنید داداش جون!

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود...

چندین سال باید درب خانه ی پروردگار را بزنی، تا انشالله درب باز شود، داداش جون!

بکوب حلقه در را که عاقبت ز سرای

سری برون آید چون حلقه را بجنبانی


چهارشنبه 2 فروردین1391 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "


...عيدتان مبارك...




ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که درین مدتِ ایام فراق

برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگی دختر رز گو بدر آی

که دم همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات باز آورد

طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
یکشنبه 28 اسفند1390 " نوشته شده توسط:خادم الحسین(ع) "
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
يا زهرا(س)

صندوقچه
لينک دوستان
?